مؤلف مجهول
36
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
در خواب ديده بود كه ناشناسى در كاخ او پيدا شد و آمد و سيلى به روى وى زد ، از ضربهء سيلى به چاهى افتاد كه در قعر آن شير بود ؛ و شير وحشى به جان او درافتاد و پاره پاره كرد « 1 » . اين لحظه گواه از آن است كه عالم خواجهء مشرف با ظفرنامهء خسروى آشنايى داشته و آن را مورد استفاده قرار داده است . تا آنجا كه اطلاع داريم ، مشرف يگانه مؤلف است كه از ظفرنامهء خسروى فايده برده است . در ظفرنامهء خسروى گاهى واژههايى به نظر مىرسند كه بىمورد و يا نادرست آورده شدهاند . چنانچه ، ضمن بيان شكست خوقند و فرار محمد على خان به سوى مرغينان ، امير بخارا در دستور خود گفته است : « از تعاقب آن رفته هركجا كه بهدست افتد دستگيرى نموده مراجعت مىنمايند » ( برگ 103 « ب » ) . روشن است كه اينجا مراد « دستگير » است ، و اما « دستگيرى » معنى غير آن را دارد . همچنين در برگهاى 17 « ب » ، 104 « ب » ، و . . . « دستگيرى » به معنى « دستگير » آمده است . ضمن بيان شخصيت نصر الله ، نويسندهء « ظفرنامهء خسروى » كمال احتياط را به كار بسته است . وى امير را اكثر با عنوانهاى : « امير پاك دين عدالت آيين » ، « امير صاحبقران ظفر قرين » ياد كرده ، احيانا نامش را به زبان آورده است . وى لشكر و فرماندهان را با توصيفهاى بلندى ، مانند : « لشكر ظفرپيكر » ، « امارت پناهان شجاعت آگاهان » نام برده است . بهطورى كه معلوم است ، امير نصر الله مىكوشيد تمام خاك بخارا را در زير يك دولت گرد آورد و در اين هدف خود تا اندازهاى موفق هم بود . و مؤلف ظفرنامهء خسروى هم از دولت توانا و بزرگ گرم جانبدارى مىنمايد . و اما مؤلف ، ضمن ستايشهاى فراوان امير نصر الله ، از ظلم و بىعدالتىها نيز خاموش
--> ( 1 ) . همان ، برگ 601 « الف » .